|
سال نو مبارک
سال نو مبارک
در این سال نو آرزو می کنم... برای آسمان، که آبی باشد برای باران، که ببارد برای آفتاب، که دلگرممان کند برای زمین، که آرام بماند برای آدم ها، که مهربان باشند و خدا به ما نگاه کند... دلهایتان روشن، دستانتان گرم، صورتتان از باد نوروزی شاداب، قلب هایتان با مهربانی تپنده تر و سال نو به کامتان.
امتیاز : |
نظر شما : | برچسب : سال نو مبارک,
|+| نوشته شده توسط یک روانشناس در دوشنبه 2 فروردين 1389 و ساعت 1:19 لیوانت را رها کن
استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمیدانم دقیقاً وزنش چقدر است. منیع:www.tesviper.blogsky.com پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک دارد و به اندازه مادر برای کودکان مهم و با ارزش است
پدرها نباید نقش رییس خانه را بازی کنند زیرا با این روش بین خود و فرزندانشان شکافی ایجاد کرده و موجب فاصله و دوری از کودکان و افراد خانه می گردند .
در جوامع مترقی برخلاف گذشته ها پدرها به فرزندانشان بسیار نزدیک شدهاند. زیرا علم ثابت کرده پدر نیز به اندازه مادر برای رشد هویت و شخصیت کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندانشان میتواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از فامیلی ، هنگامی که پدر در میان کودک و مادر قرار دارد ( حضور فیزیکی و جایگاه روانی او ) به کودک این اجازه را میدهد که هویت خاص خود جز آن هویتی که به او داده شده را بیابد. پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی میکند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر او را به سمت بیرون گرایش میدهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیتها را برایش امکانپذیر میسازد. مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز میشود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل میگیرد. دختر و پسر هر دو مایه افتخارند وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید میکند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر میکند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص میشود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواستهای مخصوص به خودش را دنبال میکند. اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود. خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار میکنند چون زنان نیز توانستهاند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند. رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی شخصی گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمیگردد. برخی مردان دوست دارند همان رابطهای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشتهاند و برخی دیگر عشقی را نثار او میکنند که نتوانستهاند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال میشوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشتهاند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبودهاند. در حالی که داشتن دختر سبب میشود وزن تاریخ گذشته سبکتر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند. پدر به دختر دنیا را میشناساند پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی میاندازد. مادر فرزند را به دنیا میآورد و پدر دنیا را به او میشناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شدهای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان میبخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن، رقصیدن و دیگر تواناییهای فیزیکی را میآموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیتهای اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی میدهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا میشود و دوست داشتن جنس مذکر را میآموزد. عقده ادیپ سن ۳ تا ۶ سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد. این مرحله، مرحلهای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوستدار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس میکند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی میبرد. پدر که از نظر او غریبهای است که مادر را به سمت خود جلب میکند و مایه شادی او است، او را ناراحت میکند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار میگیرد و سعی میکند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه میشود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست و او نمیتواند همسر پدر خود باشد. مهمترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمیتواند جای همسر او باشد. تنها در این صورت است که دختر در سن جوانی به دیگر مردان علاقه نشان خواهد داد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمیدهد ـ بزرگ میشود. والدین الگو هستند تمامی روانشناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که پیروز شدن کودک برعقده ادیپ به نوع رفتار زوجین بستگی دارد. نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوستداشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمیکند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه میکند. از حدود نباید گذشت برخی پدرها علاقه بیش از حدی به دختر نشان میدهند. به عنوان مثال، همانند همسرشان فرزند دخترشان را مدام به آغوش کشیده و میبوسند و به جای نامیدن او با نام خودش او را همانند همسر خود «عزیزم» میخوانند. شاید نگاه پدر به فرزند حتی با اینگونه رفتار تغییر نکند اما فرزند دختر اینگونه تصوری ندارد. عشق پدر در او نفوذ کرده و مانع گذشتن او از عقده ادیپ و رشد عاطفی او خواهد شد. تناقض های زمان ما
این مطلب رو تو یه کتاب و چند تا سایت دیدم اما یادم نیست نویسندش کیه . شاید شما با بخشی یا همه اون موافق باشید اما خوندنش خالی از لطف نیست .
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را we write more, but learn less; plan more, but accomplish less بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days " عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد
ازفرهنگ وروانکاوی
از روانکاوی و فرهنگ«روانکاوی و فرهنگ» (ravankavi va farhang) سری جلساتی است که توسط دکتر روزبه توسرکانی (Ruzbeh Tusserkani) در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران به صورت هفتگی برگزار میشود. این جلسات که با انگیزهٔ آشنا کردن دانشجویان مهندسی با علوم انسانی شکل گرفته بیش از سه سال ادامه داشته است. تاکنون تمرکز جلسات روی کارهای فروید و یونگ و بهکارگیری آنها را در تحلیل پدیدههای مختلف فرهنگی بوده است بی تدبیری مسئولان دیشب وامروز بیداد میکرد
دیشب شب اربعین حسینی بود منم تصمیم گرفتم یه سر به مراسم عزاداری بزنم ببینم که حال وهوا چطوره؟ هر ساله تعداد زیادی از مردم استان خوزستان از سراسر استان به شهرستان شوش ومحل حرم دانیال نبی(ع)تشریف می اورند ومراسم عزاداری را برگذار میکنند .در این بین اهلی روستاهای اطراف یک روز مانده به اربعین باپای پیاده کیلومترها راه میروند تا در روز اربعین در کنار جوار دانیال نبی به عزادری بپردازند. دیشب این جمعیت من شگفت زده کرد.اما یک چیز مایه تاسف بود واون هم بی توجه ی محض مسئولین به عزاداران بود که حتی حاضر نبودند برای اسکان آنها مکانی را در نظر بگیرند ویا چادری در اختیار انها قرار دهند تا آنهاشب سردزمستانی را به صبح اربعین برسانند.تعداد زیادی از این مردم دیشب، شب سرد را در کنار خیابان خوابیدندوامروز به عشق حسین عزاداری کردند. *دانیال نبی از پیامبران یهود و آرامگاه آن در استان خوزستان وشهرستان شوش دانیال قرار داردکه هر سال میزبان مردم عزادرسراسر استان است.
ازدواج يك تا٥/١درصد افرادجامعه ممنوع!
تاخیر در ازدواج مد یا امتیاز اجتماعی
تاخیر در ازدواج مُد یا امتیاز اجتماعی؟ سازمان ملی جوانان در تازهترین آمار خود که اخیرا منتشر شده ازدواج را چهارمین اولویت جوانان اعلام کرده است. بر اساس نتایج بررسیهای معاونت مطالعات و تحقیقات این سازمان موضوع ازدواج با ۹ درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانیهای جوانان ایرانی قرار دارد ادامه مطلب اینجا سرزمین نفت است وتوثروتمندی(2)
اینجا سرزمین نفت است!!!
3صافی
شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن! مي خواهم چيزي برايت تعريف کنم.
دوستي به تازگي در مورد تو مي گفت.... همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: - قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده اي يانه؟ - کدام سه صافي؟ - اول از ميان صافي واقعيت. آيامطمئني چيزي که تعريف مي کني واقعيت دارد؟ -نه. من فقط آن را شنيده ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است. - سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالی گذرانده اي. مسلما چيزي که مي خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي ام مي شود. - دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. - بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي خورد؟ - نه، به هيچ وجه! همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني امام حسین
چشم باز!!!عشق!!!
نظریکی از خوانندگان درمورد7باورغلط درمورد روانشناسان
سلام عزیز ................................................................................................................... حق با شما من خودم با اینجور انسانها برخورد داشتم معمولا هم خوب توجیه میکنند هم همیشه حرف حر ف خودشون هست .ولی این قسمت ار حرف شما که روانشناسی به مایاد میده که توجیه کنیم را قبول ندارم چون این چیزی که شما میفرمایید روانشناسی نیست بلکه دقیقا عنوان سفسطه داره وفکر میکنم این یک خطای شناختی درمورد کسانیست که روانشناسی میخوانند به نظر خودم بهترین چیز ی که از روانشناسی یادت گرفتم این بود که نمیتوان هم علمی بود هم متعصب .... پنج تهدید مهم بهداشتی جهان ؛
عشق و حسادت از یک هورمون نشات می گیرند .
7 باور غلط درباره روانشناسان
منبع:www.ravanshenasan.com یه خبرخوب از یکی از دوستان!!!
امروز اداره بودم .درحال شروع کار که یکی از بچه های موسسه امید معلولین(احمد) تماس گرفت. اونم اول صبح ساعت ۸خیلی خوشحال بود.گفت آقا قبول کردآقاقبول کرد!!! اره منم خوشحال شدم احمداز بچه های معلول موسسه است که تمام اعضای اون معلول جسمی -حرکتی هستند.احمد از یکی از دخترای معلول خواستگاری کرده بود که اونم قبوی کرده حالا اونا تصمیم گرفتند که با هم خوشبخت باشند قابل توجه کسانی که احساس خوشبختی نمیکنند این دوتا معلول تصمیم مهمی گرفتند. احمد قبل از اینکه ازاین دختر معلول خواستگاری کنه به مدت ۷-۸ سال با یه دختره اشنا بود که عاشق هم بودند ولی وقتی احمد به خواستگاری اون میره بابای دختره مخالفت میکنه ومیگه تو معلول هستی ومن دختربه تو نمیدم.بدطوری توذوق اون میزنه.تا اینکه احمد به فاصله چند روز تصمیم میگیره که با یکی مثل خودش ازدواج کنه وحالا تصمیمش عملی کرده. احمد بهت تبریک میگم تو جسم معلول ولی روح سالم وبزرگ داری برای شما احمد آقا وخانم محترمت از صمیم قلب آرزوی خوشبختی میکنم *موسسه امید موسسه ی فرهنگی ورزشی است که به همت تعدادی از معلولین وزیر نظر بهزیستی با هدف کمک به معلولین تشکیل شده وحالا یکی از ثمرات این موسسه آشنایی این دومعلول بوده منم به خودم میبالم که برای تشکیل این موسسه از مشوقین بچه ها بودم.واز دوستی با تمام بچه های معلول احساس غرور وافتخار میکنم.البته موسسه کارهای بزرگ دیگری هم کرده که مهمترین اونها شناسایی بچه های معلول درروستاهای دور افتاده بوده وقتی دیروز رییس اداره بهزیستی آمار افراد شناسایی شده درشهرستان را داد باید اعتراف کنم که منم هم شوکه شدم اونها تونسته بودند۷۰۰معلول را در مکانهای دور افتاده وروستاها شناسایی وبه بهزیستی معرفی کنند.بچه ها افرین به این همت واراده بعضی وقت ها احساس میکنم که انسانها واقعابرای آرامش روانی خودشون هم که شده واقعا لازم کناراین افراد باشندتا بتوانند زندگی را بهتر بفهمندیا خودشون وخداشون بهتر بشناسند. سایکوپات کیست( اختلال شخصیت ضداجتماعیAntisocial personality disorder )قسمت دوم
اصطلاح شخصیت ضد اجتماعی همواره به صورت مترادف جامعه ستیز به کار رفته است. این برچسپ یا اصطلاح این رفتار را خارج از معیار های اخلاقی متداول جامعه توصیف میکند و آن را به عنوان یکی از جدی ترین اختلال های روانی در نظر میگیرد. نشانه ها:چهار نشانهٔ اختلال شخصیت ضد اجتماعی ( Antisocial personality disorder )عبارت اند از: خود محوری، فقدان وجدان، رفتار تکانشی و جازبهٔ سطحی. خود محوری به اشتغال ذهنی فرد به مسایل خود و عدم حساسیت به نیاز های دیگران مربوط میشود. فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی به زندگی خود در دنیا یی که با تنهایی او آمیخته شده است ادامه میدهد، گویی که در مکان جدا و عایقی قرار دارد و هرگز دوست و آشنایی ندارد. این افراد اغلب فکر میکنند که با دیگران تفاوت دارند. آن ها ظاهراً احساس توجه و نگرانی نسبت به دیگران را درک نمیکنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اضطراب، گناه و یا احساس های پشیمانی را حتی در صورتی که آسیب زیادی را به دیگران وارد کرده باشند، تجربه نمیکنند. آن ها اغلب، هنگامی که با رفتار تخریبی خود روبه رو میشوند، آرام و موقر باقی می مانند و نسبت به کسی که بتواند آن ها را فریب دهند، احساس تنفر میکنند. این افراد بر خلاف بزرگسالانی که یاد گرفته اند، رضایت مندی های بی درنگ خود را به خاطر اهداف دراز مدت فدا کنند، بدون توجه به پیامد های احتمالی بر اساس تکانههای خود عمل میکنند. آن ها مشاغل و روابط خود را به طور ناگهانی تغییر میدهند و اهل خشونت و بی ملاحظه هستند. آن ها اغلب، سابقهٔ مدرسه گریزی دارند و ممکن است مکرراً به خاطر رفتار مخرب از مدرسه اخراج شده باشند. حتی هنگامی که آن ها پیوسته به خاطر رفتار های خود تنبیه شوند، نسبت به رابطهٔ بین رفتارشان و پیامدهای آن ها هیج بینشی ندارند. افراد مبتلا به شخصیتهای ضد اجتماعی میتوانند کاملاً فریبنده و متقاعد کننده به نظر آیند و به طور قابل توجهی نسبت به نیاز ها و ضعف های دیگران واقف اند. آن ها حتی در حالی که فردی را استثمار میکنند، احساس های اعتماد را در وی بر می انگیزانند. کن بایانچی در فریب دادن دیگران به اندازهای مهارت داشت که توانست زنی را متقاعد کند که دربارهٔ بعضی از قتل ها، برای حمایت از وی شهادت دروغ بگوید. بایانچی میدانست که این زن تنها به طور اتفاقی قبل از دستگیری وی حضور داشت و هنگامی که در جایگاه دادگاه بود، او را متقاعد کرد که به وی کمک کند. میزان بروز اختلال شخصت ضد اجتماعی حدود ۲ تا ۳ درصد کل جامعه است. از این درصد کل، ۴ درصد را مردان و ۱ درصد را زنان تشکیل میدهند. اگرچه به نظر میرسد که چنین افرادی احتملاً مجرم میشوند، ولی بسیاری از افراد جامعه ستیز از مشکلات قانونی اجتناب میکنند و با استفاده از روش های کمتر قابل توجه به عنوان تاجران بی رحم، روحانیون و سیاست مدارانِ متقلب به دیگران آسیب وارد میکنند. علت ها: اگرچه علت های اختلال شخصیت ضد اجتماعی کاملاً شناخته نشده اند، ولی پژوهش ها از تبیین های مربوط به وراثت و هم از تبیین های مربوط به پرورش و ترکیبی از هر دو حمایت میکنند. همبستگی بالایی بین شیوههای فرزند پروری و سرمشق دهی نامناسب به دست آمده است. افراد مبتلا به شخصیت ضد اجتماعی اغلب به خانوادههایی تعلق دارند که با محرومیت هیجانی، روش های انضباطی خشن و بی ثبات مشخص میشوند و علاوه بر این، رفتار های والدین نیز ضد اجتماعی است. منبع:روان شناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد) جلد دوم شابک: ۵-۰۱-۶۳۸۹-۹۶۴
سایکوپات کیست؟(اختلال شخصیت ضد اجتماعیAntisocial personality disorder )قسمت اول
اختلال شخصيت ضداجتماعي، يك نوع از اختلالات شخصيت است كه باعث ميشود فرد نسبت به حقوق ديگران بياعتنا شود. اين افراد در ظاهر مورد اعتماد هستند و در اصطلاح ماسك خوشفكري (تعقل) دارند، اما دست به كارهاي نادرست ميزنند. دروغگويي، پرسهزني و فرار از خانه در اين افراد ديده ميشود. ممكن است فرد، سابقه خشونت داشته باشد. بيقيدي در امور اخلاقي و جنسي و سوءاستفاده از همسر يا فرزند نيز از خصوصيات اين افراد است. اين افراد معمولا هيچ وقت احساس پشيماني نميكنند. ناتواني در كنترل تكانهها، ناتواني در تصميمگيري، بياحساسي نسبت به اطرافيان، تحريكپذيري و بيمسووليتي از ديگر خصوصيات اين افراد است. اين حالت در 3درصد مردان و يك درصد زنان ديده ميشود. ميزان اين اختلال در جمعيت زنداني به 75 درصد ميرسد. دكتر امير شيرواني منبع:/noorportal.net پارتیبازی را از فرهنگمان حذف کنیم
پارتیبازی معضلی ریشهیافته در فرهنگ است و باید از مسئولان این فرهنگسازی را شروع کرد.
سپیده سعیدی: در حال حاضر بسیاری از کارهای اجتماعی ما در مراکز و سازمانهای مختلف از طریق یک واسطه حل و فصل میشود. روابطی که خواسته و ناخواسته به ما کمک میکند تا زودتر به نتیجه برسیم و البته اگر این راهها طی نشود و رابطهها نتیجهبخش نباشد قطعاً بسیاری از ما در بلاتکلیفیهای طولانی خواهیم ماند. جامعه امروز ما روابطی را با نام پارتی و اعمالی را در چارچوب پارتیبازی پذیرفته است که درنهایت تنها برای برخی نتیجهای چون سرخوردگی و برای بعضی دیگر اعتماد به نفسی کاذب پدید میآورد. دکتر محمدعلی عبداللهزاده رئیس مرکز تحقیقات و برنامهریزی دیوان محاسبات کشور این مسئله را فقط معضلی ریشهیافته در فرهنگ میداند و میگوید که در این رابطه باید از مسئولان این فرهنگسازی را شروع کرد. شما هم بر این باور هستید که در حال حاضر در کشور ما این مسئله پارتیبازی بیشتر از دیگر کشورهای دنیا مرسوم است؟ چگونه و از کجا نشأت میگیرد و آیا میتوان این موضوع را کمرنگ کرد؟ قانون و ضوابط در این میان چه نقشی ایفا میکنند؟ به نظر میرسد که در این رابطه هیچ قانونی وجود ندارد چون بسیار مرسوم شده است؟ شاید قانون و ضوابط آنچنان که باید سختگیرانه نیست؟ به هر حال پیش از فرهنگسازی قانون نقش مهمتری را ایفا میکند؟ شما در رابطه با فرهنگسازی در بین مردم حرف زدید. اینکه این موضوع از مشکلی فرهنگی نشأت میگیرد. اما ما شاهد هستیم که به این مشکل بسیاری از مسئولان دامن میزنند و با پیگیریهای بیدلیل خود درکار مردم به نوعی پارتیبازی را مرسوم میکنند؟ میتوان امیدوار بود که در ایران با پارتیبازی مواجه نشویم؟ این گامها قطعاً باید از سوی مسئولان برداشته شود؟ منبع:خبرآنلاین |
|



رئیس جمهور گفته است فقط به ساختن ایران می اندیشد



