نوشته شده توسط یک روانشناس در سه شنبه 29 تير 1389 ساعت 18:43 موضوع | لینک ثابت
پدر
سایه ای بود و پناهی بود و نیست
شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست
سخت دلتنگم ، کسی چون من مباد
سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد
گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر
" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر
باورم شد ، این من ناباورم
روی دوش خویش او را می برم!
می برم او را که آورده مرا
پاس ایامی که پرورده مرا
می برم در خاک مدفونش کنم
از حساب خویش بیرونش کنم
راست میگویم جز این منظور نیست
چشم شاعر از حواشی دور نیست
مثل من ده ها تن دیگر به راه
جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه
منتظر تا بارشان خالی شود
نوبت نشخوار و نقالی شود
هر یکی همصحبتی پیدا کند
صحبت از هر جا به جز اینجا کند
گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر
خوش به حالت ، خوش به حالت ای پدر
در سوگ پدر از :محمد علی بهمنی
*********************************
پدرم از تو متشکرم:
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي
بابا با فراقت چه کنم ؟بابا با خاطراتت چه کنم ؟بابا با مهربونیات با نگاه پراز غرورت چه کنم؟
روحت شاد
پ.ن :اگر کسی به این پست سر زد برای شادی روح پدرم و همه پدرهایی که رفته اند یک صلوات بفرستد
نوشته شده توسط یک روانشناس در يکشنبه 3 مرداد 1389 ساعت 22:06 موضوع | لینک ثابت
آمار باور نکردني يکي از تالارهاي معروف تهران
نوشته شده توسط یک روانشناس در پنجشنبه 9 ارديبهشت 1389 ساعت 13:18 موضوع | لینک ثابت

چراماایرانیها وقتی پشت فرمان اتومبیل میشینیم.......................
نوشته شده توسط یک روانشناس در دوشنبه 16 فروردين 1389 ساعت 22:20 موضوع | لینک ثابت
استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمیدانم دقیقاً وزنش چقدر است.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمیافتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى میافتد؟
یکى از شاگردان گفت: دستتان کمکم درد میگیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دستتان بیحس میشود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج میشوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات میشود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانیترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگهشان دارید، فلجتان میکنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهمتر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمیگیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار میشوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش میآید، برآیید!
منیع:www.tesviper.blogsky.com
نوشته شده توسط یک روانشناس در سه شنبه 4 اسفند 1388 ساعت 20:04 موضوع | لینک ثابت
پدرها نباید نقش رییس خانه را بازی کنند زیرا با این روش بین خود و فرزندانشان شکافی ایجاد کرده و موجب فاصله و دوری از کودکان و افراد خانه می گردند .
در جوامع مترقی برخلاف گذشته ها پدرها به فرزندانشان بسیار نزدیک شدهاند. زیرا علم ثابت کرده پدر نیز به اندازه مادر برای رشد هویت و شخصیت کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندانشان میتواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از فامیلی ، هنگامی که پدر در میان کودک و مادر قرار دارد ( حضور فیزیکی و جایگاه روانی او ) به کودک این اجازه را میدهد که هویت خاص خود جز آن هویتی که به او داده شده را بیابد. پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی میکند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر او را به سمت بیرون گرایش میدهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیتها را برایش امکانپذیر میسازد.
ایدهآل جنس مخالف برخلاف پسرها، پدر برای دختر نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد.
مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز میشود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل میگیرد.
دختر و پسر هر دو مایه افتخارند وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید میکند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر میکند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص میشود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواستهای مخصوص به خودش را دنبال میکند.
اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود. خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار میکنند چون زنان نیز توانستهاند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند.
رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی شخصی گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمیگردد. برخی مردان دوست دارند همان رابطهای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشتهاند و برخی دیگر عشقی را نثار او میکنند که نتوانستهاند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال میشوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشتهاند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبودهاند. در حالی که داشتن دختر سبب میشود وزن تاریخ گذشته سبکتر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند.
پدر به دختر دنیا را میشناساند پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی میاندازد. مادر فرزند را به دنیا میآورد و پدر دنیا را به او میشناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شدهای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان میبخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن، رقصیدن و دیگر تواناییهای فیزیکی را میآموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیتهای اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی میدهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا میشود و دوست داشتن جنس مذکر را میآموزد.
عقده ادیپ سن ۳ تا ۶ سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد. این مرحله، مرحلهای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوستدار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس میکند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی میبرد. پدر که از نظر او غریبهای است که مادر را به سمت خود جلب میکند و مایه شادی او است، او را ناراحت میکند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار میگیرد و سعی میکند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه میشود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست و او نمیتواند همسر پدر خود باشد. مهمترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمیتواند جای همسر او باشد. تنها در این صورت است که دختر در سن جوانی به دیگر مردان علاقه نشان خواهد داد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمیدهد ـ بزرگ میشود.
والدین الگو هستند تمامی روانشناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که پیروز شدن کودک برعقده ادیپ به نوع رفتار زوجین بستگی دارد. نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوستداشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمیکند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه میکند.
از حدود نباید گذشت برخی پدرها علاقه بیش از حدی به دختر نشان میدهند. به عنوان مثال، همانند همسرشان فرزند دخترشان را مدام به آغوش کشیده و میبوسند و به جای نامیدن او با نام خودش او را همانند همسر خود «عزیزم» میخوانند. شاید نگاه پدر به فرزند حتی با اینگونه رفتار تغییر نکند اما فرزند دختر اینگونه تصوری ندارد. عشق پدر در او نفوذ کرده و مانع گذشتن او از عقده ادیپ و رشد عاطفی او خواهد شد.
نوشته شده توسط یک روانشناس در جمعه 30 بهمن 1388 ساعت 23:09 موضوع | لینک ثابت
این مطلب رو تو یه کتاب و چند تا سایت دیدم اما یادم نیست نویسندش کیه . شاید شما با بخشی یا همه اون موافق باشید اما خوندنش خالی از لطف نیست .
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر
We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم
We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر
We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم
We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم
We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان
We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم
We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم
We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice
فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را
we write more, but learn less; plan more, but accomplish less
بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم
We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر
We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم
These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی
More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes
فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده
That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion
بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است
Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید
Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید
Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است
Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it
از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید
Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days "
عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم
Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید
Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد
نوشته شده توسط یک روانشناس در دوشنبه 26 بهمن 1388 ساعت 0:48 موضوع | لینک ثابت
«روانکاوی و فرهنگ» (ravankavi va farhang) سری جلساتی است که توسط دکتر روزبه توسرکانی (Ruzbeh Tusserkani) در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران به صورت هفتگی برگزار میشود. این جلسات که با انگیزهٔ آشنا کردن دانشجویان مهندسی با علوم انسانی شکل گرفته بیش از سه سال ادامه داشته است. تاکنون تمرکز جلسات روی کارهای فروید و یونگ و بهکارگیری آنها را در تحلیل پدیدههای مختلف فرهنگی بوده است
نوشته شده توسط یک روانشناس در شنبه 24 بهمن 1388 ساعت 11:41 موضوع | لینک ثابت
دیشب شب اربعین حسینی بود منم تصمیم گرفتم یه سر به مراسم عزاداری بزنم ببینم که حال وهوا چطوره؟
هر ساله تعداد زیادی از مردم استان خوزستان از سراسر استان به شهرستان شوش ومحل حرم دانیال نبی(ع)تشریف می اورند ومراسم عزاداری را برگذار میکنند .در این بین اهلی روستاهای اطراف یک روز مانده به اربعین باپای پیاده کیلومترها راه میروند تا در روز اربعین در کنار جوار دانیال نبی به عزادری بپردازند.
دیشب این جمعیت من شگفت زده کرد.اما یک چیز مایه تاسف بود واون هم بی توجه ی محض مسئولین به عزاداران بود که حتی حاضر نبودند برای اسکان آنها مکانی را در نظر بگیرند ویا چادری در اختیار انها قرار دهند تا آنهاشب سردزمستانی را به صبح اربعین برسانند.تعداد زیادی از این مردم دیشب، شب سرد را در کنار خیابان خوابیدندوامروز به عشق حسین عزاداری کردند.
*دانیال نبی از پیامبران یهود و آرامگاه آن در استان خوزستان وشهرستان شوش دانیال قرار داردکه هر سال میزبان مردم عزادرسراسر استان است.


نوشته شده توسط یک روانشناس در يکشنبه 18 بهمن 1388 ساعت 22:19 موضوع | لینک ثابت
ازدواج يك تا٥/١درصد افرادجامعه ممنوع!
نوشته شده توسط یک روانشناس در دوشنبه 5 بهمن 1388 ساعت 22:58 موضوع | لینک ثابت
تاخیر در ازدواج مُد یا امتیاز اجتماعی؟
سازمان ملی جوانان در تازهترین آمار خود که اخیرا منتشر شده ازدواج را چهارمین اولویت جوانان اعلام کرده است. بر اساس نتایج بررسیهای معاونت مطالعات و تحقیقات این سازمان موضوع ازدواج با ۹ درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانیهای جوانان ایرانی قرار دارد
نوشته شده توسط یک روانشناس در جمعه 2 بهمن 1388 ساعت 23:15 موضوع | لینک ثابت
رئیس جمهور گفته است فقط به ساختن ایران می اندیشد

برای دیدن تصاویر سرزمین نفت کلیک کنید
نوشته شده توسط یک روانشناس در يکشنبه 20 دی 1388 ساعت 15:04 موضوع | لینک ثابت
اینجا سرزمین نفت است وتوثروتمندی!!!
تصاویر سرزمین ثروتمندان را ببینید
نوشته شده توسط یک روانشناس در شنبه 12 دی 1388 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت
شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن! مي خواهم چيزي برايت تعريف کنم.
دوستي به تازگي در مورد تو مي گفت....
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت:
- قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده اي يانه؟
- کدام سه صافي؟
- اول از ميان صافي واقعيت. آيامطمئني چيزي که تعريف مي کني واقعيت دارد؟
-نه. من فقط آن را شنيده ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است.
- سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالی گذرانده اي. مسلما چيزي که مي خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي ام مي شود.
- دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.
- بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي خورد؟
- نه، به هيچ وجه!
همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني
نوشته شده توسط یک روانشناس در سه شنبه 8 دی 1388 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت
بیاید حقیقت امام حسین وروز عاشورا رادرمیان عزاداری گم نکیم
امام حسین درظهر عاشورا:اگردین ندارید آزاده باشید
نوشته شده توسط یک روانشناس در پنجشنبه 26 آذر 1388 ساعت 19:03 موضوع | لینک ثابت
باید با چشم بازعاشق شد
۱-به نظر شما منظور از چشم باز درجمله بالا چیست؟
۲-آیا اصلا میتوان با چشم باز عاشق شد؟
۳-معنی عشق از دیدگاه شما؟(لطفا با ذکرسن وجنس)
نوشته شده توسط یک روانشناس در چهارشنبه 25 آذر 1388 ساعت 21:43 موضوع | لینک ثابت
سلام عزیز
مطلبت رو کامل نخوندم ولی میدونی من همسر یکی از اینا هستم که فکر میکنن خیلی حالیشونه . و خوب میتونن مشکلات رو حل کنن ولی عزیز دلم این اشتباهه اونا فقط خوب میتونن توجیه کنن فرقی نمیکنه تو زندگی مقصر باشن یا نباشن روانشناسی فقط بهشون یاد داده که چطور مسئله ای رو توجیه کنن . این رو به مطلبت اضافه کن
ممنون
...................................................................................................................
حق با شما من خودم با اینجور انسانها برخورد داشتم معمولا هم خوب توجیه میکنند هم همیشه حرف حر ف خودشون هست .ولی این قسمت ار حرف شما که روانشناسی به مایاد میده که توجیه کنیم را قبول ندارم چون این چیزی که شما میفرمایید روانشناسی نیست بلکه دقیقا عنوان سفسطه داره وفکر میکنم این یک خطای شناختی درمورد کسانیست که روانشناسی میخوانند
به نظر خودم بهترین چیز ی که از روانشناسی یادت گرفتم این بود که نمیتوان هم علمی بود هم متعصب ....
نوشته شده توسط یک روانشناس در چهارشنبه 25 آذر 1388 ساعت 20:41 موضوع | لینک ثابت
برای خواندت مطلب برروی جمله زیرکلیک کنید
عشق و حسادت از یک هورمون نشات می گیرند .
نوشته شده توسط یک روانشناس در يکشنبه 15 آذر 1388 ساعت 19:02 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
دوستان
دیگشنری فارسی- انگلیسی/انگلیسی-فارسی
زاپاتا
مستند
وبلاگهای دکتر علی شریعتی
بانك جامع مقالات روانشناسی
روانپزشکی درایران
دکترصادق زیبا کلام
پزشکان بدون مرز
دکتررضا پورحسین_روانشناس
خاطرات يک دکتر روان شناس
انجمن روانپزشکی کودکان ونوجوانان ایران
ویستا(مقالات مفید)
دارونامه رسمی ایران
دارویاب
واحد سلامت روان مرکزبهداشت همدان
ایران ذهن-آزمون شخصیت
وبلاگ روانشناسی محمد مجتبی زاده
دکتر بهنام اوحدی(روان پزشک)
نوشته های داریوش برادری
دکترمحمدراه رخشان-روانشناس بالینی
لیست سایت های علمی
راه زندگی
روانشناسی زن ومرد(مقاله)
بیوگرافی کوتاه از تعدادی ازروانشناسان بزرگ
فروید
مرکز آموزشی نیایش قوچان
روان پژوه
دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم
مركز ملي مطالعات اعتياد
سازمان نظام روان شناسي و مشاوره
انجمن روان پزشكي ايران
انجمن روانشناسی اجتماعی ایران
انجمن روان شناسي باليني ايران
روان یار
روانشناسی
ایران روان
روان شناسی و پزشکی
مقالات برترروانشناسی
وب سایت پیشگیری ودرمان سو مصرف مواد
اخبار روانشناسی ، روانپزشکی و مشاوره
کانون دانش(بانک مقالات)-روانشناسی
همدردی--بزرگترین مرکز مشاوره تحت وب
بانک مقالات فارسی-روانشناسی
مثبت من-روانشناسی
ندای مشاور
آنهاکه بیشترین هویج را خوردند
کلنیک ترک اعتیاد ایران
پیوندهای روزانه
پروانه ای درباد
مطب اينترنتي دكتر ارباسي
آپلودینگ
رازهای برای شاد زیستن
داستانهای پائولو کوئیلو
سایت پائولوکوئلیوبه زبان فارسی
ترجمه سوره های قرآن
معرفی کتاب(خرید اینترنتی کتاب)
آپلودعکس
خاطرات یک پزشک
نوشته های پیشین
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
مرداد 1388
شهريور 1388
مهر 1388
آبان 1388
آذر 1388
فروردين 1389
ارديبهشت 1389
تير 1389
مرداد 1389
طراح قالب
POWERED BY